آيه هفته
مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً (احزاب23)
در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند.
(اشاره اي به شأن نزول آيه و تفسير مختصر آن)
اين آيه و چندين آيه بعد از آن كه مجموعا هفده آيه را تشكيل مىدهد پيرامون يكى از بزرگترين آزمونهاى الهى در مورد" مؤمنان" و" منافقان" و امتحان صدق گفتار آنها در عمل- كه در آيات گذشته از آن بحث شد- سخن مىگويد.
اين آيات از يكى از مهمترين حوادث تاريخ اسلام، يعنى جنگ احزاب، بحث مىكند، جنگى كه در حقيقت نقطه عطفى در تاريخ اسلام بود و كفه موازنه قوا را در ميان اسلام و كفر به نفع مسلمين بر هم زد و پيروزى در آن كليدى بود براى پيروزيهاى بزرگ آينده، و در حقيقت كمر دشمنان در اين غزوه شكست و بعد از آن نتوانستند كار مهمى صورت دهند.
جنگ" احزاب" چنان كه از نامش پيدا است مبارزه همه جانبهاى از ناحيه عموم دشمنان اسلام و گروههاى مختلفى بود كه با پيشرفت اين آئين منافع نامشروعشان به خطر مىافتاد.
نخستين جرقه جنگ از ناحيه گروهى از يهود" بنى نضير" روشن شد كه به مكه آمدند و طايفه" قريش" را به جنگ با پيامبر ص تشويق كردند و به آنها قول دادند تا آخرين نفس در كنارشان مىايستند، سپس به سراغ قبيله" غطفان" رفتند، و آنها را نيز آماده كارزار كردند.
اين قبائل از همپيمانان خود مانند قبيله" بنى اسد" و" بنى سليم"، نيز دعوت كردند، و چون همگى خطر را احساس كرده بودند، دست به دست هم دادند تا كار اسلام را براى هميشه يكسره كنند، پيامبر ص را به قتل برسانند، مسلمين را در هم بكوبند، مدينه را غارت كنند، و چراغ اسلام را خاموش سازند.
مسلمانان كه خود را در برابر اين گروه عظيم ديدند به فرمان پيامبر ص به شور نشستند و قبل از هر چيز با پيشنهاد سلمان فارسى، اطراف مدينه را خندقى كندند تا دشمن به آسانى نتواند از آن عبور كند و شهر را مورد تاخت و تاز قرار دهد (و به همين جهت يكى از نامهاى اين جنگ، جنگ خندق است).
لحظات بسيار سخت و خطرناكى بر مسلمانان گذشت، جانها به لب رسيده بود، منافقين در ميان لشكر اسلام سخت به تكاپو افتاده بودند، جمعيت انبوه دشمن و كمى لشگريان اسلام در مقابل آنها (تعداد لشكر كفر را ده هزار، و لشكر اسلام را سه هزار نفر نوشتهاند) و آمادگى آنها از نظر تجهيزات جنگى و فراهم كردن وسائل لازم، آينده سخت و دردناكى را در برابر چشم مسلمانان مجسم مىساخت. ولى خدا مىخواست در اينجا آخرين ضربه بر پيكر كفر فرود آيد، صف منافقين را نيز از صفوف مسلمين مشخص سازد، توطئهگران را افشا كند، و مسلمانان راستين را سخت در بوته آزمايش قرار دهد.
سرانجام اين غزوه- چنان كه شرح آن خواهد آمد- به پيروزى مسلمانان تمام شد، طوفانى سخت به فرمان خدا وزيدن گرفت، خيمه و خرگاه و زندگى كفار را در هم ريخت، رعب و وحشت شديدى در قلب آنها افكند، و نيروهاى غيبى فرشتگان به يارى مسلمانان فرستاد. قدرتنمائيهاى شگرفى همچون قدرتنمايى امير مؤمنان على ع در برابر عمرو بن عبد ود بر آن افزوده شد، و مشركان بى آنكه بتوانند كارى انجام دهند پا به فرار گذاردند. آيات هفده گانه فوق نازل شد و با تحليلهاى كوبنده و افشاگرانه خود به عاليترين وجه از اين حادثه مهم براى پيروزى نهايى اسلام و كوبيدن منافقان بهرهگيرى كرد. اين دورنمايى بود از جنگ احزاب كه در سال پنجم هجرى واقع شد.
دانشمند معروف اهل سنت،" حاكم ابو القاسم حسكانى" با سند از على ع نقل مىكند كه فرمود:
فينا نزلت" رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ،" فانا و اللَّه المنتظر و ما بدلت تبديلا!:
" آيه رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ در باره ما نازل شده است، و من به خدا همان كسى هستم كه انتظار (شهادت) را مىكشم، (و قبلا مردانى از ما همچون حمزه سيد الشهدا شربت شهادت نوشيدند) و من هرگز در روش خود تغيير نداده، بر سر پيمانم ايستادهام".
« تفسير نمونه ، ج 17 ص : 216 به بعد»